عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
204
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
مشهور گرديد تأليف مفصلى از آن حكيم موسوم به ( فن طب ) كه مشتمل بر دو زده مقاله است بالفعل در ممالك فرنك موجود است * ( ابن ابى اصيبعه ) سه كتاب ديگر از مصنفات او را در تاريخ خود بتفصيل ذيل ضبط كرده ( كتاب علل العين ) ( كتاب البرسام ) ( كتاب لضبان و الحيات التى تتولد فى البطن ) ولى صاحب كتاب قاموس الاعلام نويسد بعيد نيست اين سه كتاب از جملهء مقالات كتاب مذكور موسوم به ( فن طب ) بوده و تأليف مستقل نبوده باشند * 2 1 اسكندرانيون در كتب طبيّه بخصوص در شرح اسباب نفيس بن عوض كرمانى در مواقع كثيره از اسگندرانيّون اسم برده شده و اقوال آنها در كتب معالجات مرقوم افتاده ولى از هر فرد فرد آنها در كتاب طبيّه كمتر نام برده مىشود لذا از ترجمهء آنها آنچه بدست آمد در تحت عنوان اسگندرانيّين نگاشته آمد * مختار بن حسن بن بطلان و ديگر مورخين گويند اطباى اسگندرانيّون آنهائى هستند كه قريب به زمان ظهور اسلام در اسگندريه ظاهر شده و مجلس درس طبى تأسيس كردند و كتب جالينوس را بر اينگونه كه اكنون در ميان اطبأ است ترتيب دادند و شانزده كتاب از رسائل و كتب حكيم مزبور را انتخاب و مرتب نموده تفسير كردند و آن كتب را بطور جمل و جوامع قرار دادند و از تعليم طب اكتفا بتدريس كتب مزبوره نمودند و آنها هفت نفر بودند و همه بر كيش نصارى مىرفتند اوّل آنها ( اصطفن ) دويم ( جاسيوس ) سيّم ( ساودوسيوس ) چهارم ( اكيلاوس ) پنجم ( انقيلاوس ) ششم ( فلاذيوس ) 2 1 هفتم ( يحيى ) معروف به ( غرماتيقوس ) كه در نزد اطبأ حاليّه بيحيى نحوى مشهور است و همين يحيى كه آخرين آنها است عمر زياد كرد و اوايل اسلام را درك نمود و اين حكيم چنانچه در مقدمهء ثانيهء اين كتاب مذكور افتاد در زمان خليفهء دويم در حين فتح اسكندريه حاضر بوده و احراق كتب اسكندريه را معاينه نموده فاضل نحرير معاصر در كتاب ناسخ التواريخ فرمايد يحيى فيلسوف مصرى مشهور بيحيى نحوى در اسكندريهء مصر سكونت داشت چون لشكر عمر بن الخطاب رضى اللّه تعالى عنه بسردارى عمرو بن العاص مصر را بكشود يحيى بر مجلس عمرو بن العاص درآمد چون